خبرهای مهاجرت و تحصیل

فقط افزایش تعداد مهاجران می تواند اقتصاد کانادا را حفظ کند

citizenship

citizenship
ایرانتو: برمبنای سیاست های جدید مهاجرتی که روز ۱۹ جولای گذشته ، توسط جیسون کنی، وزیر مهاجرت و شهروندی ارائه شد، رسما اذعان شده که کانادا برای جایگزینی تعداد افرادی که به سمت بازنشستگی حرکت می کنند، دست کم سالانه یک میلیون مهاجر ، باید به جمعیت کانادا افزوده شود. اما عدم توانایی در پذیرش و جذب تازه واردین در فرهنگ و اجتماع کانادایی از یک سو و نگرانی در خصوص تشکیل یک لیست انتظار عظیم برای مهاجرت از سوی دیگر، باعث شده که دولت نتواند به این توصیه عمل کند.

روزنامه نشنال پست در مقاله ای به قلم “استیو لف لور” می نویسد، اگر چه نگرانی های وزیر مهاجرت قابل درک است ، اما بنظر می رسد، مسئولان ،روند پیر شدن جامعه را چندان جدی نمی گیرند. بطوریکه تعداد افراد ۶۰ سال به بالا که هم اکنون یک پنجم جمعیت را تشکیل می دهند، تا سال ۲۰۲۰، به یک سوم افزایش خواهند یافت.

میزان بدهی ملی ما به بالای ۵۸۲ میلیارد دلار رسیده و هر ثانیه ، ۱،۴۰۰ دلار بر آن افزوده می شود. این مبلغ، شامل بدهی دولت های استانی نمی شود. یا مبلغ ۷۴۸ میلیارد دلار مستمری بازنشستگی که در دین دولت است. بنابراین، برای آن دسته از کسانی که امیدوار هستند طی دهه آینده، شروع به جمع آوری مستمری بازنشستگی کنند ، تنها با افزایش یک میلیون مهاجر جدید، چنین امکانی فراهم خواهد شد. اما چگونه؟

پذیرش چهار برابر بیشتر از تعداد فعلی، امکانات عظیم تدارکاتی را میطلبد. یکی از انتقادهای موجود در خصوص افزایش شدید تعداد مهاجران، به تأثیر آن بر بازار مسکن برمی گردد. بنظر می رسد ظرفیت خانه های موجود ثابت مانده است و تقریبا همگی تازه واردین ، سراغ بازارهای داغ مسکن می روند. سه شهر بزرگ کانادا، با هرگونه توسعه جدیدی که قیمت ها را تحت تأثیر بگذارد، بشدت مخالفت می ورزند. اگر قرار بر این باشد که توانایی خرید و نگهداری خانه در این شهرها در حد قابل قبولی حفظ شود، برخورد صحیح با موضوع توسعه، بسیار سخت خواهد بود.

به هر حال، بحث مهاجرت، نه تنها برای شهرهای کوچک، بلکه برای مناطق روستایی و حومه نیز فرصت های خوبی را فراهم می کند. مناطق روستایی کانادا معمولا از منابع غنی برخوردار هستند، اما از نظر جمعیتی فقیرند. مثلا در استان ساسکچوان، بازای هر رشته تخصصی، حدود ۱۰،۰۰۰ فرصت شغلی وجود دارد. این درحالیستکه ، مساحت ایالت ساسکچوان، دو برابر کشور آلمان است اما با یک هشتادم جمعیت آن کشور. هیچ مشکلی از نظر منابع و فضا و زمین وجود ندارد.

در مناطق کوچکتر ، خانه های ارزان قیمت نیز یافت می شود و رشد هزینه های زیربنایی نیز بسیار اندک است. استان منیتوبا، در صدر مناطق کوچکتر کانادا در جذب مهاجران قرار دارد. تنها مناطق روستایی منیتوبا در سال ۲۰۰۸، بیش از ۳،۲۰۰ مهاجر را بخود جذب کرده است. برای مدتها، استقرار تازه واردین، تنها به شهرهای تورنتو، مونترآل و ونکوور، خلاصه می شد. تعداد رقم مهاجران در شهرهای کوچکتر ، زندگی تازه ای به آنها می بخشد و منیتوبا در این زمینه پیشتاز است.

هم اکنون هزینه های اصلی و اولیه پذیرش مهاجران، قابل محاسبه است. آموزش زبان، نظارت امنیتی و هزینه های ثانویه. برخی معتقدند، هزینه های مربوطه از منافع آن بیشتر است. شاید لازم باشد، از تازه واردین بخواهیم ، همه هزینه های مربوط به جذب شدن در جامعه کانادایی را تقبل کنند و دولت سعی کند، سیاست های خود را به سمت حذف اینگونه هزینه ها پیش ببرد.

علاوه بر این، دولت باید با کاهش پذیرش مهاجران فدرال، دست دولت های محلی را برای جذب مهاجران مورد نیاز خود، باز بگذارد. تا از این طریق، خلاء های موجود در بازار کار هر استان، پر گشته، راه برای توسعه مناطق کوچکتر فراهم گردد.

به هر حال، به هر طریق ممکن، دولت باید همواره از داشتن نیروی کار کافی برای زنده نگاه داشتن اقتصاد کشور مطمئن گردد. تعداد زیاد بازنشستگان و کمبود نیروی کار جوان، حجم پرداختی دولت را به نسبت درآمد، بسیار افزایش خواهد داد. در حالیکه امکان افزودن سن بازنشستگی وجود ندارد، پذیرش مهاجر بیشتر، تنها راه باقیمانده برای کشور محسوب می شود. تنها راه باقیمانده، کم کردن خدمات اجتماعی به مردم و صرفه جویی در هزینه ها خواهد بود، کاری که هیچ سیاستمداری ، حاضر به انجام آن نخواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید