مقالات و تحلیل ها

۹ ماه اول ورود من به کانادا

sidewalk

sidewalk

به نظر من تعریف هر کسی از وضعیتش در کانادا رابطه مستقیمی با شرایط اون فرد تو ایران داره. ما الان حدود ۹ ماهه که اومدیم کانادا.تا الان هم برای همه کارهامون برنامه داشتیم و تقریبا بر اساس برنامه جلو اومدیم.این چیزهایی که امروز میخوام بنویسم برداشت کاملا شخصی من از این نه ماهیه که اینجا بودیم.شاید نه ماه دیگه چیزهایی بنویسم که کاملا در تضاد با چیزهایی باشه که الان مینویسم.

همه ما کم و بیش یه اطلاعاتی در مورد چیزهایی که قراره باهاش روبرو بشیم داریم.مثلا همه میدونیم که باید زبانمونو تقویت کنیم ،همه میدونیم که کار پیدا کردن خیلی سخته،همه میدونیم که باید یکی دو سال سختی کشید تا…………….

من نمی دونم چند درصد ادمهایی که مهاجرت میکنند به خاطر مسائل اقتصادی این کارو میکنند یا چند درصد به خاطر مسائل اجتماعی،سیاسی یا هر چیز دیگه ای ولی مطمئنم نظر ادم های مختلف با ریشه های متفاوت برای مهاجرت میتونه در مورد کانادا و مهاجرت کاملا متفاوت باشه.

ما می آِییم به کانادا با همه اون چیزهایی که میدونیم ولی لمس شون نکردیم.یه بار دیگه تصور کنید که می رید به جایی که :

فرض اول

مدرک تحصیلی بالا، زبان خوب(مثل من که با ایلتس اورال ۶٫۵ و اسپیکینگ ۷ فکر می کردم دیگه بعله…)،کلی تجربه کاری و رزومه درست حسابی و….:

۱-در مقایسه و رقابت با یک انگلیسی زبان فرق زیادی با یک لال مادر زاد ندارید پس به این فکر نکنید که میتونید با حرف زدن کسی رو تحت تاثیر قرار بدید.

۲-هر مدرک تحصیلی غیر کانادایی که دارید با عرض پوزش اینجا برای بازار کار هیچ ارزشی نداره.اینجا اون چیزی که ازتون میخواند لوکال اکسپرینسه.من یه همکلاسی بریتیش داشتم که با هفده سال سابقه کار تو انگلیس و زبان مادری انگلیسی نتونسته بود تو یه سال گذشته کار پیدا کنه و اومده یه سرتیفیکیت از اینجا بگیره تا بتونه شانسشو بیشتر کنه!!

۳-هر تجربه کاری تو هر رشته ای دارید متاسفانه اصلا بدردتون نمیخوره.فرض کنید یه رزومه میفرستید یه جایی و مثلا توی اون رزومه اسمتون به جای ادوارد هست رضا.خوب این یعنی احتمال خوب بودن زبان پائین.مدرکتون رو هم از مثلا شریف گرفتید.خوب این یعنی غیر کانادایی و همچنین غیر لوکال.حالا شما فرض کنید برای اون شغل فرضی ۱۰۰ تا رزومه اومده نه اصلا ۵۰ تا یا نه اصلا ۲۰ تا و اونا می خوان ۵ نفر رو به مصاحبه دعوت کنند.چند درصد فکر میکنید که به مصاحبه دعوت بشید و برید سر کار تا تجربه و تبحرتون رو به اونا نشون بدید!!!

حالا فرض کنید تو ایرانید.یه ادمی هستید که مدرک نداره ،حرف هم که نمیتونید بزنید و (البته امکانش هم هست که خیلی چیزها رو نفهمید) و هیچ تجربه بدرد بخوری ندارید.خوب یه زن و دو تا بچه هم دارید.حالا می خواهید چیکار کنید؟

این همون شرایطی که تو کانادا باهاش مواجه میشید.بدون تعارف.اما…….

اگر عزمتون رو جزم کردید و میخوائید بمونید،اگر نمیترسید،اگر پول کافی دارید ،اگر میخوائید بمونین میتونین.ولی باید همه اون چیزهایی رو که ندارید تو اون مدت زمانی که توان مالیتون بهتون اجازه میده بدست بیارید.حالا چقدر پول دارید و چقدر زمان دارید(از نظر سن وسال).در واقع این پول ،زمان و  اراده، سه چیز مهمی اند  که زندگی جدیدی را که میخوائید شروع کنید بنا میکنند.

۱-میتونید یه کمی بعد از اینکه زبانتون یه مقدار بهتر شد و خلاصه کلی این در و اوندر زدید یه کاری پیدا کنید که احتیاج به مدرک و تجربه نداشته باشه.فرض کنید برای پیدا کردن و  به دست اوردن همین کار هم باید با کانادایی های بدون مدرک وتجربه رقابت کنید.حالا دوباره فرض کنید در ایران هستید.یک گروه از کارهایی رو که با شرایط فوق می تونستین به خودتون پیشنهاد بدید لیست کنید.

۲-با اتکا به مدرک و تجربه ایرانتون  وارد پروسه ارزیابی پروفشنال مدارک شامل امتحانات ،مصاحبه،امتحانات زبان مربوطه،میشید که در خیلی از موارد یکی از شرایط ارزیابی و گرفتن مجوز کار داشتن سابقه کار کاناداییه.(مثلا در مورد پروفشنال اینجنیرز).در این حالت در بهترین حالت و با فرض محال (امکان زیر ۱۰%) حداقل سه سال طول میکشه که بتونید رجیستر بشید.به شرطی که بشینید درس بخونید ها!!!!!

قابل توجه پزشکان،مهندسان،دندانپزشکان،………..

۳-با اتکا به مدرک و تجربه ایرانتون یا وارد یه کالجی ،یه دانشگاهی یه چیزی میشید.اگر خیلی با برنامه ریزی وارد کانادا شده باشید دیگه در بهترین حالت یه ۶ ماهی طول میکشه که وارد یه جایی بشید و دیگه بسته برنامه ای که برمیدارید میتونه از دو سه ماه تا ۴ سال طول بکشه.بعد که فارغ التحصیل شدید بسته به اینکه چه رشته ای خوندید تازه مثل یه بچه خوب که تازه فارغ التحصیل شده و هیچ تجربه لوکالی نداره می رید دنبال کار.دیگه زیاد روی بک گراند کاری تون هم حساب نکنید چون که دیگه یه جورایی یه ۵ ،۶ سالی ازش گذشته و دیگه بود نبودش زیاد فرقی هم نمیکنه.حالا دوباره همون جریان رزومه و ادوارد و رضا و باقی مسائل…

این چیزهایی که گفتم واقعا چیزهایی که وجود داره و مطمئنا وقتی که اینجا بیاد باهاش مواجه می شید.اما….

همه ماهایی که اومدیم اینجا مشکلات زیادی رو پشت سر گذاشتیم.شاید برای خیلی از ماها اومدن به اینجا زمانی که فرمهامون رو پر میکردیم خیلی دور از دسترس نشون میداد.ولی ما اومدیم.مطمئنا همه کسانی که قبل از ما اومدند کما بیش با این مسائل مواجه شدند.من فکر می کنم اگر ما امروز کسانی رو میبینیم که در جایگاهی قرار گرفته اند کا ما دوست داریم خودمون رو اونجا ببینیم باید امیدوار باشیم و دنبال راهمون بگردیم.

فرض دوم؟

بعدا مینویسم… حتما

نقل از: ویلاگ کانادا گراف

دیدگاهتان را بنویسید