مقالات و تحلیل ها

گلایه ای از مشاوران محترم مهاجرت

immigrants11

immigrants11

در ابتدای این مطلب بایستی کمال تاسف و ناراحتی خود را در مورد تصمیمات دولت کانادا برای توقف احتمالی ورود کارآفرینان ایرانی به کانادا عرض کنم و ابراز همدلی و همدری خودم را با این دوستان عرض کنم. امیدوارم بزودی مشکلات برطرف بشه و کشوری که ادعای دموکراسی و آزادی بدون تبعیض دارد، دست از تبعیض بردارد.

لذا از خواندن این مطلب ، سوتفاهمی برای این دوستان عزیز پیش نیاید.

اما روی سخن من با مشاورین و وکلای مهاجرت به کاناداست که به حق در این چند ساله به جز معدودی از آنها وجدان کاری خود را زیر پا گذاشتند و برای جمع آوری سرمایه بیشتر و یک شبه ،تمام تلاش و تبلیغات و همت خود را در جهت انجام ” فقط پرونده های سرمایه گذاری ” به کار گرفتند.

تبلیغاتی به این شکل :

“مهاجرت به کانادا فقط و فقط با ۱۲۰ هزار دلار کانادا بدون نیاز به دانش زبان انگلیسی”

شاید در همه جا با این تبلیغ آشنا شدید. اما چرا این دوستان دست به چنین کاری زدند؟

خوب مسلم هست که مقدار هزینه وکالت برای اینگونه پرونده ها مسلما” بیشتر از پرونده های معمولی و با ریسک کمتری هستند.

خوب فرض کنید از روش تخصص می خواهید به کانادا مهاجرت کنید. خوب دربدر وبلاگها و وبسایتها تلفن و ایمیل جمع آوری میکنید و تماس ها شروع می شود.

” الو . دفتر مشاوره مهاجرت ….. بفرمایید؟”

” سلام می بخشید من می خواهم از طریق تخصصی برای مهاجرت به کانادا اقدام کنم”

” ما همه مطالب را بر روی سایتمان قرار دادیم و شما باید اطلاعات شخصی خودتان را در قسمت تکمیل فرم وارد کنید تا ما با شما تماس بگیریم”

” خوب ممنون میشه من با خود وکیل صحبت کنم؟”

” خیر متاسفانه ایشون بر روی خط دیگری مشغول آماده کردن موکلین برای مصاحبه هستند. اگر کاری دارید من در خدمت شما هستم”

” خیلی ممنون . خداحاقظ”

تلفن رو قطع میکنی و میری سراغ وب سایت و فرم ارزیابی رو تکمیل میکنی و منتظر جواب میشی.. چند روزی میگذره و نه تنها تلفنی به شما نمیشه بلکه یک ایمیل از همان منشی دفتر وکیل دریافت میکنید که متاسفانه ۲ یا ۴ امتیاز کم دارید و باید تلاش کنید تا امتحان زبانتون دارای نمره بهتری بشه و بعدا” ما در خدمت شما خواهیم بود. البته بماند که خیلی ها ایمیلی دریافت میکنند که ” شما واجد شرایط مهاجرت نیستید”

اما اگر یادتون باشه در زمان تماس یک مهاجر معمولی و متخصص این عزیز نتونست با شخص وکیل مستقیم صحبت کنه و از منشی شنید که جناب وکیل مشغول آماده سازی موکل دیگری برای مصاحبه بر روی خط هستند، و این عزیز نزد خود فکر میکند که نه بابا این وکیله کارش درسته و داره برای مصاحبه اماده میکنه و ..

اما بگذارید جریان خط تلفنی که جناب وکیل در حال گفتگو هستند را برای شما تعریف کنم:

“الو سلام.. دفتر مشاوره مهاجرت به کانادا من … در خدمت شما هستم”

” ببخشید وققتون بخیر من میخوام از طریق سرمایه گذاری به کانادا مهاجرت کنم. در حقیقت اون تبلیغ شما مبنی بر فقط ۱۲۰ هزار دلار کانادا بدون دانش زبان انگلیسی رو دیدم و زنگ زدم”

” خواهش میکنم خیلی لطف کردید زنگ زدید اگر تلفن بدید همین الان جناب وکیل به شماره شخصی شما زنگ میزنند و مشاوره رایگان دو ساعته خدمت شما میدهند”

” چه خوب شماره من ……… کی تماس می گیرند؟”

” شما قطع کنید ایشون با شما تماس میگیرند”
” ای بابا عجب وکیل بحالیه!!!”
تلفن قطع میشه و منشی میپره تو دفتر وکیل که یکی دیگه افتاد تو دام تبلیغ اینم تلفنش و جناب وکیل به منشی:
” خیلی عالی شد. اگر کسی زنگ زد و خواست تخصصی اقدام کنه  بگو داره موکل دیگری را برای مصاحبه آماده میکنه  و فرمای وب سایت رو پر کنه و اگر باز از روی تبلیغات زنگ زدند دیگه خودت میدونی چیکارش کنی ، نه؟؟”
خوب اینم از قصه کوتاه یک دیالوگ ساده تلفنی در دفاتر مشاوره و مهاجرت.

اما چرا این مشاورین و وکلا از کمک به پرونده های ساده طفره میروند و یا به سختی وکالت قبول می کنند؟

اکثر دوستان تخصصی و غیر بیزنسی مشکل و محدودیت مالی دارند و به سختی از پس هزینه مشاوره برخواهند آمد و خوب مسلما” قیمت کمتری هم بایستی بپردازند و در اقساط مختلف و یا یکجا

ولی دوستان سرمایه گذار مشکل مالی نداشته و خوب مسلما” هزینه وکالت چنین پرونده هایی چرب و نرم تر خواهد بود. پول قلمبه و یکجا..! کی بدش میاد؟

اما چرا این مطلب را نوشتم به خاطر این خبر مطلع شدم این وکلا و مشاورین که خوب در عرصه بیزنسی دشمن واقعی همدیگه هستند و تمام سعی و تلاش خودشان را می کردند که در مورد پرونده های سرمایه گذاری یک وقت لقمه به دهان کس دیگری نیوفته، یک دفعه متحد شدند و یا بصورت گروههای کوچک در حال انجام یک سری کارهایی برای قانع کردن اداره مهاجرت برای رفع این تحریم هستند.

هفته پیش ایمیل را دریافت کردم که دوستی درخواست امضای طوماری که جهت اینکار هست و به دست یکی از این وکلای و مشاورین مهاجرت نوشته شده را کرده بود و در پایان خواستار نشر و لینک دادن به این طومار شده بود.. از روی کنجکاوی سری به کامنت های این مطلب زدم و دیدم دوستانی هم که در مورد مشکل پیش آمده در منیتوبا و پرونده های غیر بیزنسی پیش اومده در خواست طومار داشته اند ،جواب های سربالا دریافت کرده اند که : موازی کاری نمیشه کار انجام داد اول این طومار و بعد اون یکی و داریم تلاش میکنیم و ….”

دوستان عزیزی که این طومار را امضا کردید آیا به بند های آن توجه کردید؟

بند سوم را یادآور می شوم :

“–این تصمیم می تواند زندگی صدها مشاور و وکیل مهاجرت را که با این گروه از مشتریان سر و کار دارند تحت تأثیر منفی قرار دهد. این بی انصافیست که گروهی از کانادایی ها با مشکلات مالی یا حقوقی، از دست دادن تجارت خود یا حتی ورشکستگی مواجه شوند در حالیکه این قوانین از مسیرعادی اداری خود عبور نکرده اند. تا جایی که ما مطلع هستیم هیچ یک از افرادی که تحت تأثیر این تصمیم قرار می گیرند پیش از آن تحت مشورت قرار نگرفته بودند.–“

به حق که باید دست مریزاد گفت.

شما از همه ایرانیها  می خواهید که حتی اگر دارای پرونده بیزنسی نیستند و یا حتی قصد مهاجرت به کانادا را ندارند(مردم عادی آماده برای انجام حرکت های ملی) این طومار را امضا کنند که به تعداد ۱۰۰۰ امضا پرشود؟

به یاد می اورم که دوستانی که دچار مشکل برای پرونده های کبکی خود شده بودند از طریق فیس بوک و خودشا” راسا” اقدام به جمع آوری نامه کرده بودند. و کسی از شماها دست به طومار نویسی نزده بود.

آیا براستی از دست دادن پرونده های بیزنسی شما را ورشکسته خواهد کرد؟

دوستان متخصصی که دچار مشکلاتی هستند و از شما ها میخواهند که طوماری تهیه کنید، به نظراتان کدام طومار لازم تر است؟ جلوگیری از ورشکستگی شما و یا انجام وجدان کاری شما؟

داشت یادم میرفت وجدان کاری؟ تعریف این وجدان کاری را باید در زمانی که مشغول اخذ مجوز کار خود بودیه اید امتحان داده اید؟

عدم تبیعضآیا شما برای قبول کردن پرونده های مهاجرت تبعیض قایل شدید؟؟ یا خیر؟ جواب را میگذارم به عهده خودتان و وجدانتان

اما سخن من با شما دوستانی هست که هر طوماری را خیلی سریع وجه ملی و میهنی تلقی میکنید و از از همه میخواهید امضا کنند. توجه کنید اگر این مشکل از میان برود همان مکالمات تلفنی بالا را دریافت خواهید کرد و بس. پس اول از همه نسبت به مسئله ای تحقیق کنید و بعد تصمیم بگیرید و آن را نشر دهید.

اما سخن آخر با مشاورین و وکلای مهاجرت . اولا” مطلع هستم که وبلاگ من را میخوانید. دوما” تبریک میگم که بالاخره از صحته رقابت و دشمنی خارج شدید و نقطه مشترکی با همدیگه پیدا کردید و اون خدای نکرده ورشکستگی هست. سخنان محکمه پسند ارایه نکنید برای قانع کردن دیگران اگرچه شما متخصص مشاوره هستید.

و در آخر من حقیر تجربه ای که باید از این خبر و اتفاق بگیرید این خواهد بود که :
همه وکلا خود را با یک دید نگاه کنید. همه آنها نیاز کمک شما هستند. این جریان بایتسی چنین تلنگوری به شما بزند که کمی به خود بیایید. تا چند صباحی از زمان مهاجرتتان میگذرد به فکر درآمد میوفتید و بلا فاصله با مشاوره با خویشان خود در ایران دفتر وکالت و مشاوره می زنید. حالا فرقی نمیکند که گذشته شما چه بوده؟ و در چه شغلی بوده؟ مهم این هست که راه خوبی برای درآمد است.

با احترام فراوان به همه وکلای صدیق و با وجدانی که شمامل سخنان من نیستند و به حق برای همه موکلین به یکسان زحمت می کشند.

نقل از وبلاگ: خورشید شب مهاجر

دیدگاهتان را بنویسید