مقالات و تحلیل ها

چند توصیه امنیتی به تازه واردین

thief

thief

راستش چند وقت پیش اتفاقی برای یکی از دوستان تازه وارد به کانادا افتاد که متاسفانه این دوستمون دچار خسارت زیادی هم شدند و هممون میدونیم اوایل مهاجرت با وجود مشکلاتی مثل بیکاری و دوری از خانواده و … دچار خسارت مالی شدن بحران های روحی و مشکلات زندگی در غربت رو دو چندان میکنه.

سال پیش ، با توجه به تجربیاتم و دیدن چند مورد خسارت ناشی از دزدی در چند آپارتمان توضیحاتی رو نوشتم و همینطور دلایل خودم رو برای اجاره کردن کاندو خیلی کوچولو با قیمت ۱۳۰۰ دلار در ماه رو شرح دادم.

اسم یکی از شرکتهای رنتال رو که اینجا بدنام هست و دزدیده شدن اموال خیلی از ساکنین این رنتال بارها گزارش شده رو نوشتم. متاسفانه دوستان تازه وارد در بدو ورود اصلا به این مسائل توجه نمیکنن . اگه اون پست رو نخوندید بد نیست اگه یکبار نگاهی بهش بندازید.

طبق آمار، کانادا کشور امنی است، و خب خود من تا به حال خوشبختانه دچار خسارتی نشدم، در محله امنی هم زندگی میکنم و تا به حال اتفاق افتاده که چندین بار متاسفانه فراموش کردیم درب گاراژ رو ببندیم و درب کاملا باز بوده و دوچرخه های نو و نسبتا گرون قیمت (قیمتشون روی هم هشتصد دلار) توی گاراژ بوده که دزدیدنش راحت بوده و همینطور ماشین برف روب و چمن زن و … علتش هم فراموشی بود و سهل انگاری. با وجود امنیت محله و اینکه تجربه کردم چندین بار درب باز بوده و اتفاقی نیافتاده، نتیجه گیری اینکه پس نیازی به قفل کردن در و بیمه نکردن نیست، فکر نمیکنم عاقلانه باشه. به هر حال اتفاق یکبار میافته اما پشیمونیش تا آخر با ما میمونه. پس عقل حکم میکنه با وجود درک امنیت باز هم احتیاط کردن واجبه. با وجودیکه پول و جواهرات رو تو خونه نگه داری نمیکنیم.

خیلی جالبه که بگم بعد از این اتفاق به جای اینکه ذوق کنیم و بگیم به به چه محله ای و چقدر امنیت. همسرم به این فکر افتاد که علاوه بر کار گذاشتن دوربین هوشمند در اطراف خونه، سنسوری رو طراحی کنه یا اگه موجود هست بخریم که در صورت باز بودن در یه جوری بهمون اطلاع بده. حتی بتونه اس ام اس یا ایمیل بزنه. خوب هیچ آدم عاقلی بعد از اینکه متوجه شد چند بار یادش رفته در خونه رو ببنده ذوق نمیکنه. درسته که خدا رو شکر میکنه که اتفاقی نیافتاده اما به جای اینکه بگه حالا که این محله اینقدر امنه پس بی خیال احتیاط و مراقبت میشم، میگه حالا که اینقدر من بی هوش و حواسم باید یه فکری برای تامین امنیت خونه داشته باشیم. با اینکه سابقه نداشته بیشتر از ۵ تا دونه ۲۰ دلاری ما توخونه پول نقد داشته باشیم.

خیلی از دوستان تازه وارد که دچار خسارت شدند متاسفانه شنیده میشه مبلغ زیادی پول رو توی خونه نگه داشتند. خب دزد درواقع کارش دزدیه نمیشه بهش گفت چرا پولها رو برداشتی، دزده دیگه! پول هم دیده بر میداره اصلا برای همین اومده. اما ما میتونیم پولها رو بذاریم یه جای امن، مثلا توی بانک. بانکهای اینجا برای نگهداری از پول شما و سرویسی که میدن هر ماه مبلغی رو از شما میگیرن. خوب یا بدش رو نمیخوام بحث کنم، دلایل زیادی داره از لحاظ اقتصادی که از حوصله این پست خارجه. اما! اولا به نظر من ماهی ۴ دلار که میشه سالی ۴۸ دلار ارزش محافظت از هزاران دلار پولی که مطمئنن باد برامون هدیه نیاورده رو داره. علاوه بر اون باز هم خوب یا بد! اینجا همه چیز رقابتی هست. از تولید کننده ها گرفته تا سرویس دهنده هایی همچون بانکها و شرکتهای مخابراتی و غیره همه در حال رقابت برای جذب و جلب رضایت مشتری هستند اما در کنارش از راه های دیگه ای از جمله بهره گیری از عدم اطلاع مشتری درامد و کسبشون رو بیشتر میکنند.
اینجا هم اصطلاح حق گرفتنی هست وجود داره. عمده درامد شرکتها از ندانستن های افراد هست. یا تو قالب نکات ریز و بین خطوط قرار دادها یا از طریق سرویس شارژهایی که اگه مشتری اطلاع داشته باشه میتونه حذفش کنه. مثلا ما زمان ورودمون همراه یکی از دوستان به چند تا از بانک ها رفتیم و این دوستمون که چند سالی اینجا بود اینقدر با اکانت منیجر بانک چونه زد که هم یه دسته چک صد برگ مجانی گرفتیم و هم حساب بدون شارژ و هم اینکه بابت حساب پس اندازمون بیشترین سود نسبی رو گرفتیم. اینجا شما از قوانین اطلاع داشته باشید میتونید از فضای رقابتی و تمایل به جذب مشتریِ سرویس دهنده ها استفاده کنید و سرویس های خوبی رو با قیمتهای باورنکردنی بگیرید. فرقی نمیکنه کدوم بانک! یه موقع با رویال بانک یه موقع با تی دی یه موقع هم با یه بانک دیگه. بستگی داره تو چونه زدنهاتون از کدوم بتونید سرویس کم هزینه تری رو بگیرید.
مثلا یکی از دوستان ما سرویسی رو بابت موبایل داره که ماهی ۹۰ دلار پرداخت میکنه و دوست دیگه ای دقیقا همین سرویس و خدمات رو از همون سرویس دهنده اما با ماهی ۴۰ دلار گرفته. زرنگی کرده و حوصله به خرج داده و تونسته خوب چونه بزنه. البته همه اینها در صورتی هست که دوست داشته باشید. همه چیز به میل شماست. میتونید بگید دوست ندارم چونه بزنم و دلم میخواد ماهی نود دلار پرداخت کنم خوب این شرکتها هم به هر حال بیشتر سودشون از همین راهه.

چند وقت پیش دوستی تعریف میکرد شرکتشون مشتریهاش رو که حدود ۱۵۰۰۰ نفر بودند رو مبلغ ۵۰ دلار در سال شارژ کرد و تو صورت حساب هم که معمولا مشتریها بهش دقت نمیکردند نوشته بود بابت سرویس فلان. ۵۰ دلار برای مشتری های اون شرکت پولی نبود و در واقع در صد زیادی متوجه شارژ شدن نشدند. اونهایی که متوجه شدند اعتراض کردند و بلافاصله شرکت پول رو برگدوند به حسابشون و گفت شارژ سالیانه فلان بوده و چون از قبل به شما اطلاع ندادیم بر میگردونیم اما ۹۰ درصد مشتریها متوجه نشدند و اعتراضی هم نکردند. و اینطوری شد که اون شرکت ظاهرا قانونی و فقط با سوء استفاده از بی دقتی و بی توجهی و عدم اعتراض مشتریها حداقل نیم میلیون دلار سود کرد.

یکی از مهمترین مسایلی که همیشه گفتم همین دقت کردن توی متن قرار دادها و اطلاع از قوانین و سرویس هاست. شاید تک تک زیاد به نظر نیاد اما باور کنید دقیق نبودن شما میتونه در کل و در سال بالای هزار دلار به هزینه خانواده اضافه کنه. حالا یا دقت نمکنیم یا حالش رو نداریم یا اطلاع نداریم. با دقت کردن، خود ما خیلی تو هزینه هامون تاثیر میذاریم. حقیقتی که اینجا وجود داره برای بیشتر پس انداز کردن و کم کردن هزینه ها نیازی به صرفه جویی نیست (منظورم اصلا این نیست که باید اسراف کنیم) اما کافیه دقت داشته باشیم. اینجا دقیقا اصطلاح از آب کره گرفتن معنی پیدا میکنه. مثلا یک موردش که شاید خیلی ها مطلع باشن اینه که شما اگه جنسی رو بخرید و بعد از مدتی اون جنس تخفیف بخوره، شما میتونید برید و اون تخفیف رو با اینکه مدتها پیش جنس رو خریدید دریافت کنید. معمولا اینجا بیشتر اجناس(تقریبا همشون) در سال میانیگن ۵۰ در صد تخفیف رو میخورن. حالا تصور کنید شما اگه در سال ۵۰۰۰ دلار بابت خرید لوازم پرداخت کنید و اگه تو حراج ها اونها رو نخریده باشید میتونید در موقع حراجها مقدار زیادی از تخیفیف رو که نگرفتید، بگیرید. که خودش مبلغ قابل توجهی هست که به بودجه شما بر میگرده. (البته زمان محدودی داره. مثلا در طول سه ماه و باید فاکتور خرید رو داشته باشید، نداشته باشید کردیت خرید از همون فروشگاه میگیرید یا اگه سیستم فروشگاه تواناییش رو داشته باشه از روی کردیت کارت شما میتونه فاکتور رو ببینه و ما بقی پول رو برگردونه)

یکی دیگه از مسائلی که باید بهش توجه کرد داشتن صورت حساب های الکترونیکی هست. معمولا دیدم اینجا همه صورت حسابهای غیر الکترونیکی دارند و علاوه بر اینکه یک عالمه کاغذ دور و برشون هست و ممکنه فراموش کنند پرداخت کنند، باعث میشه تا حدودی امنیت حسابهای شما مورد تهدید قرار بگیره. به هر حال صورت حسابها دارای اطلاعات زیادی هستند که اگه دست آدم ناجوری بیافته خیلی سوء استفاده میتونه بکنه. ما از همون اول که اومدیم کلیه صورت حسابها رو الکترونیکی کردیم. درواقع به غیر از تبلیغات و آگهی های تبلیغاتی یا وسایلی که آنلاین خریدیم چیز دیگه ای تو صندوق پستی ما پیدا نمیشه. علاوه بر اون برنامه های کاربردی و نرم افزارهایی برای حسابداری و غیره هست که میتونید این صورت حسابها رو مستقیم به عنوان داده ورودی به بانک این نرم افزارها متصل کنید و با توجه به صورتحسابها و دسته بندی هایی که انجام میدید هم گزارشات جالبی از دخل و خرج خودتون به دست بیارید و هم کنترل دریافتها و پرداختها رو داشته باشید.

نکته: هنگام انجام پروسه های آنلاین بانکی و پرداختها حتما از امنیت شبکه و دستگاهی که استفاده میکنید اطمینان داشته باشید.

یه چیزی رو بگم که بهش اعتقاد دارم، گاهی وقتها بعضی از معلمها و دبیرا امتحانی رو میگرفتن آسون، خیلی آسون طوری که اگه کسی نخونده بود میتونست راحت نمره ۱۵ رو بگیره، یه سوال خیلی سخت و ۵ نمره ای میذاشتن برای کسی که درس خونده بود که حقش ضایع نشه، اینجا مثل امتحانی هست از بیست نمره همه بیست نمره اش مال اونهایی هست که دقت دارن و اهمیت میدن. پس اگه میخواهید موفق باشید دقت کنید و در مورد همه چیز خوب تحقیق کنید.

نقل از وبلاگ: بارانی باید تا که رنگین کمانی برآید

بازگشت به لیست

دیدگاهتان را بنویسید