مقالات و تحلیل ها

چرا از کانادا بد نمی گیم؟ (قسمت دوم)

PeopleSmiling

PeopleSmiling

در مطلب قبلی خدمت خوانندگان عزیز عرض کردم، که بنده از انتخاب کانادا برای زندگی، برغم مشکلاتی که وجود دارد، راضی هستم و قول دادم دلایل خودم را برای شما بیان کنم ، تا شاید ، در مسیر انتخاب شما، مفید باشد.

فراموش نکنید که به هر حال کانادا جزو کشورهای جهان اول است و خیلی از مسائلی که بطور روزمره در جهان سوم مطرح می شود، در اینجا حل شده است . ضمن اینکه با توجه به قدمت اندک این کشور،  در مقایسه با تاریخ چند هزار ساله ایران، امور زیربنایی شهرها، با مطالعه و اندیشه قبلی پایه گذاری شده و بمرور دچار تحول و پیشرفت نشده است.
این موضوع را می توان براحتی از شیوه شهرسازی و فرهنگ حاکم بر زندگی روزمره مردم مشاهده کرد.

در اینجا برای هر موضوعی، مقررات و قانون ویژه ای وضع شده و مردم هم به رعایت آن عادت کرده اند. حالا به زور و یا با میل قلبی . مهم اینست که دست کم، تکلبف من مهاجر و تازه وارد، درباره بسیاری از امور بخوبی روشن شده است.

روابط بین همسایه ها، کارمند و کارفرما، موجر و مستأجر، پلیس و مردم، دولتمردان و مردم و حق و حقوق و مرزبندی های مربوط به آن ، کاملا واضح است و شما می دانید ، در هر زمینه ای چگونه باید عمل کنید.  اینگونه نیست که مملکت با سلیقه این و آن بچرخد و شما مجبور باشید، همواره خودتان را با وضعیت جدید هماهنگ کنید.

در یک کلام ، در اینجا نوعی آرامش خاص حاکم است که زندگی را برغم همه سختی ها و سردی هوا و دور بودن از عزیزان، آسانتر می کند.برای من هم فقط و فقط داشتن آرامش ، برای انتخاب محل جدید زندگی خود کافیست:

به عنوان مثال:

– وقتی مأموران قانون و کارمندان موسسات و اداره ها، طبق وظیفه خود عمل کرده و استثنایی برای کسی قائل نمی شوند و کسی نمی تواند با اعمال نفوذ، التماس و یا رشوه و پارتی، به اهداف خود برسد، شما نیز با آرامش به کار خود ادامه می دهید و شاهد زیرآب زنی و کم کاری و غیره نمی شوید.

– وقتی از فروشندگان گرفته تا رانندگان تاکسی و کارفرمایان، ملزم به رعایت قانون در قیمت گذاری و محاسبه هزینه تمام شده خدمات خود بوده و به مشتریان نیز  رسید و فاکتور می دهند، دیگر ترسی از مواجهه با افراد سودجو و زیاده طلب و بحث و جدل های روزمره نخواهید داشت.

– وقتی بدانید، همه مردم، مقررات رانندگی را رعایت می کنند و کسی بفکر ویراژ دادن و زرنگی و نقض حقوق دیگران نیست، شما نیز با آرامش و اطمینان رانندگی می کنید و اعصاب هیچ کس در پشت چراغ قرمز خورد نمی شود.

– وقتی ثبات اقتصادی در کشور، بنحوی باشد که قیمت کالاها و خدمات در سراسر کشور به یک شکل بوده و بصورت های عجیب و غریب شاهد گرانی و یا کمبود فلان میوه یا جنس خاص نباشید و دائم ، بخشی از فکر و ذکر شما در تأمین مایحتاج اولیه زندگی نباشد، می توانید برای آینده دورتری برنامه ریزی کنید.

– وقتی دوستان ، همسایگان و همکاران، به حریم خصوصی شما احترام گذاشته، در کوچکترین امور زندگی شما فضولی نمی کنند و شما ملزم نیستید برای راضی کردن مردم ، انتخاب های خود را تغییر دهید و مطابق میل و سلیقه آنان رفتار کنید، می توانید تا آنجا که به حق دیگران تجاوز نکرده و مقررات جاری مملکت را رعایت می کنید، در آزادی و آرامش زندگی کنید.

– وقتی مجبور نیستید در هر کار و تصمیمی، مدام در پی رعایت سنت ها و قوانین عرف و جاری جامعه باشید، بلکه مطابق با توان و تصمیم شخصی عمل کنید، و درانتخاب محل زندگی، خودرو، دکوراسیون و لوازم منزل، آشپزخانه ، لباس و یا نحوه برگزاری برنامه ها و مراسم،  تابع قوانین من درآوردی جاری در جامعه نباشید، می توانید یک زندگی بسیار ساده ، اما توأم با آرامش و دلخوشی برای خود پایه ریزی کنید.

– وقتی متوجه شوید، که باید سطح و شیوه زندگی خود را مطابق با میزان توانمندی و درآمد خانواده تنظیم کرده و به آنچه که دارید قانع شوید ، آرزوی رفاه و تجمل های دیگران را در سر نپرورانید، در عین حال مجبور نباشید، بقول معروف بخاطر قضاوت دیگران، یا چشم هم چشمی، صورت خود را با سیلی سرخ نگه دارید، اضطراب های شما به حداقل ، کاهش می یابد.

– اگر بدانید، لازم نیست بخش بزرگی از هوش و حواس خود را صرف تأمین امنیت خود و خانواده و مال و اموالتان بکنید و نگران تاریکی شب و سلامتی دختر جوان یا کودک خود باشید، فرصتتان برای پیگیری سایر امور مهم زندگی ، افزایش می یابد.

– وقتی هنگام ارتباط تلفنی یا مراجعه به مراکز مختلف، با روی گشاده کارکنان و تلاش آنها برای انجام درخواست شما و یا حل مشکلتان مواجه می شوید و می بینید که افراد آنقدر وظیفه شناس هستند که نخواهند شما را سر بدوانند ، نه تنها بسیاری از اوقات زندگیتان صرفه جویی می شود، بلکه در صورت عدم موفقیت در رسیدن به خواسته خود، اعصابتان خورد نمی شود و خود را با شرایط موجود، وفق می دهید.

البته موارد دیگری نیز وجود دارد که شاید لازم باشد، در فرصتی دیگر برایتان بازگو کنم.

مطمئنم برخی از دوستان، ممکن است با بخش هایی از دیدگاه های من موافق نباشند و این به معنی رد مشکلات موجود در اینجا نیست. اما همانگونه که عرض کردم، این تنها نظر شخصی بنده است و حتما مسئولین سایت ایرانتو، آماده اند نظرات شما را نیز منعکس کنند تا خوانندگان، خودشان قضاوت کنند.

در مطلب بعدی ، اگر عمری باقی بود، به پاسخ این سوال خواهم پرداخت:

چه کسانی نمی توانند در کانادا دوام بیاورند؟

محسن زمانی – تورنتو

در همین زمینه:
چرا از کانادا بد نمی گیم؟ (قسمت اول)

دیدگاهتان را بنویسید