هنر، ورزش، خانواده و سرگرمی

علی مطهری: نمیدانم فیس بوک باید فیلتر باشد یا نباشد / شورای نگهبان نمی‌گذارد مجلس بعدی در اختیار غیر اصولگرایان باشد

نکات مهمی از مصاحبه علی مطهری، نماینده مجلس با “خبر آنلاین” :

*  آقای خاتمی هم می​گفتند که باید با گفت و گو معاند را به مخالف و مخالف را به منتقد تبدیل کرد اما روش بسیاری از هوادارانشان این نبود. کما اینکه در مطبوعات تندروی​هایی شد و عواطف مذهبی مردم تحریک شد. اما آقای روحانی روش متفاوتی دارد و به قشر متدین توجه کافی دارد و در این مدت هم از دولت، گذشته از چند مورد جزئی، رفتاری ندیدیم که عواطف این قشر را جریحه دار کند. می​بینید که ایشان به دیدار جانبازان می​رود و همچنین می​گوید که قانون عفاف و حجاب را اجرا می​کند. این نشان می دهد که او روش متفاوتی دارد و سعی می​کند که نهادهای خودسر در درون حکومت را با گفت و گو و استدلال  قانع کند. فکر می​کنم آقای روحانی با رابطه خوبی که با رهبری دارد بتواند تا حد قابل قبولی در این زمینه موفق شود. ولی اگر دائم از شعارهایش عقب نشینی کند، قطعا به سرنوشت آقای خاتمی مبتلا می​شود.

امیدوارم که او بتواند موفق شود و در کارهایی چون رفع حصر خانگی و آزادی زندانیان سیاسی در راستای شعار حقوق شهروندی موفق باشد.

* ریشه اصلی مخالفت عده​ای از اصولگراها با آقای روحانی این است که اکثر قریب به اتفاق حامیان او در انتخابات را اصلاح طلبان تشکیل می​دادند. برخی اصولگراها نگاه خاصی به اصلاح طلبان دارند و آنها را برانداز و خارج از دایره نظام می دانند. به کارگیری آنها در دولت را خلاف مصلحت نظام و راه رهبری می​دانند، لذا با این دولت مخالفت می​کنند.

از طرفی طعم شکست در انتخابات هم ذائقه اصولگراها را تلخ کرده و انتصاب​های دولت هم بیشتر شامل اصلاح طلب​ها شده است؛ در نتیجه برخی اصولگرایان خیلی زود وارد مخالفت با دولت شدند به طوری که گاهی مواضع آنها بیشتر انتقام جویی را تداعی می​کند تا انتقاد سازنده.

* به نظر من همه اینها در کینه و دشمنی با اصلاح طلبان تقریبا یکسانند. در این موضوع، نگاه آقای حدادعادل با نگاه کیهان و رسایی و کوچک­زاده خیلی فرق ندارد. ولی آقای توکلی کمی متفاوت است و نگاه واقع­بینانه تری به اصلاح طلبان دارد.  البته این یک نقطه ضعف است که چنین نگاهی بین گروه های مختلف اصولگرا به اصلاح طلبان وجود دارد چون سبب می​شود که تصمیمات احساسی نسبت به آنها بگیرند. اما معتقدم که به تدریج مجلس شکل واقعی خود را در مقابل دولت جدید پیدا می کند به طوری که حامیان منطقی دولت افزایش پیدا خواهند کرد. این امر نیاز به زمان دارد.

* به این نقطه نرسیده­ام که فیس بوک باید فیلتر باشد یا نباشد. کسانی که استفاده می کنند لابد آثار مثبت و محاسن آن را بیش از آثار مخرب و معایب آن می­دانند. استفاده از فیس بوک تا قبل از حوادث سال ۸۸ آزاد بود و مشکلی نداشت. ممنوعیت آن هم از ناحیه قانون مجلس نیست، از سوی شورای عالی امنیت ملی است. شاید بیشترین نگرانی از این شبکه​های اجتماعی از بعد سیاسی باشد و دغدغه​های اخلاقی و اجتماعی در درجه دوم باشد. اگر مخالفت با این شبکه​ها صرفا ناشی از نگرانی سیاسی باشد، من ان را قبول ندارم که چون منتقدین نباید با هم مرتبط شوند، چنین شبکه​هایی را فیلتر کنند. ولی اگر مخالفت با این شبکه­ها  به دلیل مسائل اخلاقی باشد که کسی وارد زندگی خصوصی دیگران نشود، کار درستی است، گرچه کسی که صفحه­ای در فیس بوک دارد می­تواند فقط به افراد خاصی امکان ورود به صفحه خود را بدهد. به هرحال کسانی می­توانند از این طریق کاسبی­های غیراخلاقی ایجاد کنند. اینجاست که حکومت باید دخالت کند. برای رفع فیلتر فیس بوک تکلیف این امور باید مشخص شود.  البته همان طور که گفتم اطلاعات من در این زمینه کامل نیست و در حال تحقیق هستم.

* ممکن است مردم احساس کنند که باید به دولت کمک کنند و با حضور در عرصه، به کاندیداهای نزدیک به گفتمان دولت رای بدهند. البته این موضوع  به رفتار شورای نگهبان هم بستگی دارد. اگر شورای نگهبان افراد خوش فکر و مستقل و آزاده را رد صلاحیت کند، مشارکت پایین می آید و اتفاق جدیدی نمی افتد.

البته فشار افکار عمومی بر نوع رفتار شورای نگهبان موثر است. فضای دوم خرداد بود که سبب شد شورای نگهبان بسیاری از افراد را برای مجلس ششم تایید صلاحیت کند. شاید آن وقت هم مجبور شوند که افراد معتدل را تایید صلاحیت کنند. البته قطعا شورای نگهبان اجازه نمی دهد که اکثریت مجلس بعد در اختیار غیر اصولگرایان باشد، مگر این که فشار افکار عمومی و انعکاس جهانی آن شدید باشد. به هرحال هر نوع پیش بینی و اظهارنظر در این موضوع باید نزدیک انتخابات مجلس صورت بگیرد و اکنون برای اظهارنظر زود است.

بازگشت به لیست

دیدگاهتان را بنویسید